تو از دلِ نرم ِ غزل توشبِ سُرخِ روزگار همقدم داغِ نفس به نامِ دل به نامِ یار به اسمِ همسایه شدن از شبِ قصه اومدی به غربتِ عاطفه هام رنگِ ستارگی زدی
گذشتن از خوابِ غزل کارِ دلِ من دیگه نیست وقتی تنا یکی بشن نایِ بریدن دیگه نیست
باغِ ستاره واسه تو معنی ِ عاشقونه داشت دستِ منو خواستنِ تو تو دستِ عاشقی گذاشت به رسمِ افسانه شدن مستِ حریرِ هر نفس زندگیمو برایِ تو ساده فداکردم و بس 2
گذشتن از خوابِ غزل کارِ دلِ من دیگه نیست وقتی تنا یکی بشن نایِ بریدن دیگه نیست
تو از ترانه دم زدی که غم شکارش نکنه خونه عشقو مرثیه طلایه دارش نکنه پرنده بال و پرشو واکنه رو شهرِ وفا تپش بگیره قلبِ شهر /ناز نکنن ثانیه ها 2
گذشتن از خوابِ غزل کارِ دلِ من دیگه نیست وقتی تنا یکی بشن نایِ بریدن دیگه نیست گذشتن از خوابِ غزل کارِ دلِ ما دیگه نیست وقتی تنا یکی بشن مهلتِ پروا دیگه نیست