خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
جای سیلی های باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی

رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی
قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره
توی دنیایی که آدمک نداره

فرستنده متن : محمد

متن ترانه آخرین نامه 10 سال و 11 ماه پیش در تاریخ 1/9/2004 و ساعت 5:13:00 PM ارسال شده است.

اصلاح متن و مشخصات آهنگ | نسخه آماده چاپ

akharin Nameh Lyrics and Persian Music

This page was generated in 0.09 seconds.
© IranSong Persian Music بهمن 1380 تا 1393