ایران ترانه

ناصر عبداللهی » عشق است » متن ترانه ابر و آفتاب

» شاعر : محمد علی بهمنی
» آهنگ ساز : بهنام ابطحی
» خواننده : ناصر عبداللهی
» آلبوم : عشق است
» آهنگ : ابر و آفتاب
کاور آلبوم عشق است
قطره قطره اگر چه آب شدیم
ابر بودیم و آفتاب شدیم
ساخت ما را همو که میپنداشت
به یکی جرعه اش خراب شدیم
به یکی جرعه اش خراب شدیم
ای مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم
ما از آسودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم
ای مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم
ما از آسودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم
قطره قطره اگر چه آب شدیم
ابر بودیم و آفتاب شدیم
ساخت ما را همو که میپنداشت
به یکی جرعه اش خراب شدیم
گوش کن ما خروش و خشم تو را
همچنان کوه بازتاب شدیم
اینکگ این تو که چهره میپوشی
اینک این ما که بی نقاب شدیم
ما که ای زندگی به خاموشیم
هر سوال تو را جواب شدیم
دیگر از جان ما چه میخواهی
ما که با مرگ بی حساب شدیم
ما که با مرگ بی حساب شدیم
ما که با مرگ بی حساب شدیم
قطره قطره اگر چه آب شدیم
ابر بودیم و آفتاب شدیم
ساخت ما را همو که میپنداشت
به یکی جرعه اش خراب شدیم
به یکی جرعه اش خراب شدیم

فرستنده متن : بهزاد فرهت

متن ترانه ابر و آفتاب در تاریخ چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۳ و ساعت 1:48:00 PM ارسال شده است.

Abr O aftab Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ