خوشا آنونکه از پا سر ندونند ميون شعله خشک و تر ندونند کنشت و کعبه و بتخانه و دير سرايی خالی از دلبر ندونند
بی تو گلشن چو زندونه به چشمم گلستون آذرستونه به چشمم بی تو آرام و عمر وزندگانی همه خواب پریشونه به چشمم
مرا نه سر نه سامون آفريدند پريشونم پريشون آفريدند پريشون خاطرون رفتند در خاک مرا از خاک ايشون آفريدند
به غربت رفتنم تفسير داره فلک بر گردنم زنجير داره فلک از گردنم زنجیر بردار که غربت خاک دامنگير داره
بی تو گلشن چو زندونه به چشمم گلستون آذرستونه به چشمم بی تو آرام و عمر وزندگانی همه خواب پریشونه به چشمم
غم عشق ته مادرزاد ديرم نه از آموزش استاد ديرم خوشم با آنکه از يمن غم تو خراب آباد دل آباد ديرم باباطاهر
تبم ترسم که پيراهن بسوزه ز هرم آه مو آهن بسوزه مرا فردوس می شايد که ترسم دل دوزخ به حال مو بسوزه قيصر امين پور
مو آن مستم که سر از پا ندونم سر و پايی به جز دلبر ندونم دل آرامی کز او گيرد دل آرام
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] به غير از ساقی کوثر ندونم باباطاهر
برندم همچو يوسف گر به زندان و يا نالم ز غم چون مستمندان اگر صد باغبان خصمی نمايو مدام آيم به گلزار تو خندان باباطاهر
فرستنده متن : صادق عارف
|