ایران ترانه

مارتيک » حریر » متن ترانه طلوع از مغرب

» شاعر : زویا زاکاریان
» آهنگ ساز : مارتيک
» تنظیم : مارتيک
» خواننده : مارتيک
» آلبوم : حریر
» آهنگ : طلوع از مغرب
کاور آلبوم حریر
من از پایان شروع کردم من از مغرب طلوع کردم
من از پایان شروع کردم من از مغرب طلوع کردم
بدون توشه و همراه بدون یاورو همسر
بدون اسب و ارابه بدون مرشد و راهبر
من از پایان شروع کردم من از مغرب طلوع کردم
من از اعماق گمنامی من از گودال ناکامی
من از بن بست هر تصمیم پر از زخمای بی ترمیم
به دشواری شروع کردم به دشواری طلوع کردم
هزار مانع هزار دیوار هزار چاه کن به اسم یار
هزار شب ترس تیر خوردن بدست نارفیق مردن
من از وحشت شروع کردم پر از تر دید طلوع کردم
قدمهام گاهی سست میشد تنم یکباره یخ میکرد
یکی مثل شبه از دور سرم داد میکشید برگرد
قدمهام گاهی سست میشد تنم یکباره یخ میکرد
یکی مثل شبه از دور سرم داد میکشید برگرد

ولی مقصد مقدس بود توقف مرگ زودرس بود
صلیب بردوش و لب خاموش
نه برگشتم نه ایستادم
به هر گردبادی تن دادم چه جون سختم نیفتادم
من از پایان شروع کردم من از مغرب طلوع کردم
من از پایان شروع کردم من از مغرب طلوع کردم

فرستنده متن : pourang

متن ترانه طلوع از مغرب در تاریخ شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۳ و ساعت 11:04:00 AM ارسال شده است.

Toloo Az Maghreb Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ