اومدم تو حرم چشماي نازت نظرم ادا كنم تنگ شب وقت غروب زانو بغل بشينم دعاكنم پاكي سينة توبه عميقي مثل دريا مي مونه رنگ چشمات مثل شب واسه هرديدة باز نغمه خواب مي خونه نغمه خواب مي خونه بوي عطرتن تو مثل گلاب تو حرم بامن هرجا مي رن شاهد غمهاي سنگين منه اين دوتا چشم ترم حرم چشماي تو قصة دنياي منه يه بهانه براي همه حرفهاي منه مثل يك خاطره يه حديث گنگ قدرت گفتن همه شعرهاي منه
فرستنده متن : سامان
|