شب سراسر زنجير زنجره بود تا سحر،
سحرگه بهناگاه با قُشَعْريرهي درد در لطمهي جان ما
جنگل از خواب واگشود
مژگان ِ حيران ِ مرگاش را پلک آشفتهي برگاش را، و نعرهي اُزگَل ِ ارّهي زنجيري
سرخ بر سبزيي نگران ِ دره فروريخت.
تا به کسالت زرد تابستان پناه آريم
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] دلشکسته بهترک کوه گفتيم
فرستنده متن : محسن
ارسال MP3 توسط : بارانی ...
|