عاشقان سرشکسته گذشتند، شرمسار ترانههاي بيهنگام خويش.
و کوچهها بيزمزمه ماند و صداي پا.
سربازان شکسته گذشتند، خسته بر اسبان تشريح، و لَتّههاي بيرنگ ِ غروري نگونسار بر نيزههاي شان.
تو را چه سود فخر به فلک بَر فروختن هنگامي که هر غبار راه ِ لعنتشده نفرينات ميکند؟
تو را چه سود از باغ و درخت که با ياسها به داس سخن گفتهاي.
آنجا که قدم برنهاده باشي گياه از رستن تن ميزند چرا که تو تقواي خاک و آب را هرگز باور نداشتي.
فغان! که سرگذشت ما سرود بياعتقاد سربازان تو بود که از فتح قلعهي روسبيان بازميآمدند.
باش تا نفرين دوزخ از تو چه سازد، که مادران سياهپوش
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] ــ داغداران زيباترين فرزندان آفتاب و باد ــ
هنوز از سجادهها سر برنگرفتهاند!
فرستنده متن : محسن
ارسال MP3 توسط : بارانی ...
|