ایران ترانه

احمد شاملو » درآستانه » متن ترانه خطابهء آسان ، در امید

» شاعر : احمد شاملو
» آهنگ ساز : مرتضی حنانه
» خواننده : احمد شاملو
» آلبوم : درآستانه
» آهنگ : خطابهء آسان ، در امید
کاور آلبوم درآستانه
وطن کجاست که آواز آشنای تو
چنین دور می‌نماید؟
امید کجاست

تا خود
جهان
به قرار
بازآید؟

هان، سنجیده باش
که نومیدان را معادی مقدر نیست!

معشوق در ذره‌ذره‌ی جان توست
که باور داشته‌ای،
و رستاخیز
در چشم‌انداز همیشه‌ی تو
به کار است.


در زیج جست‌وجو
ایستاده‌ی ابدی باش
تا سفر بی‌انجام ستاره‌گان بر تو گذر کند،

که زمین
از این‌گونه حقارت بار نمی‌مانْد
اگر آدمی
به هنگام
دیده‌ی حیرت می‌گشود

زیستن
و ولایت والای انسان بر خاک را
نماز بردن;
زیستن
و معجزه کردن;

ورنه
میلاد ِ تو جز خاطره‌ی دردی بی‌هوده چیست
هم از آن دست که مرگ‌ات،
هم از آن دست که عبور قطار عقیم اَستران تو
از فاصله‌ی کویری‌ی میلاد و مرگ‌ات؟
معجزه کن معجزه کن

که معجزه
تنها
دست‌کار توست
اگر دادگر باشی;

که در این گستره
گرگان‌اند
مشتاق بردریدن ِ بی‌دادگرانه‌ی آن
که دریدن نمی‌تواند.

و دادگری
معجزه‌ی نهائی‌ست.

و کاش در این جهان
مرده‌گان را
روزی ویژه بود،
تا چون از برابر این همه اجساد گذر می‌کنیم
تنها دست‌مالی برابر بینی نگیریم:

این پُرآزار
گند جهان نیست
تعفن بی‌داد است.

و حضور گران‌بهای ما
هر یک
چهره در چهره‌ی جهان

(این آیینه‌ئی که از بود خود آگاه نیست
مگر آن دَم که در او درنگرند)

تو یا من،
آدمی‌ئی
انسانی
هر که خواهد گو باش
تنها
آگاه از دست‌کار عظیم نگاه خویش

تا جهان
از این دست
بی‌رنگ و غم‌انگیز نماند
تا جهان
از این دست
پلشت و نفرت‌خیز نماند.

یکی
از دریچه‌ی ممنوع خانه
بر آن تلِّ خشک خاک نظر کن:

آه، اگر امید می‌داشتی
آن خشک‌سار
کنون این‌گونه
از باغ و بهار
بی‌برگ نبود
و آن‌جا که سکوت به ماتم نشسته
مرغی می‌خوانْد.

نه
نومیدْمردم را
معادی مقدّر نیست.
چاووشی‌ی امیدانگیز توست
بی‌گمان
که این قافله را به وطن می‌رساند

فرستنده متن : محسن

ارسال MP3 توسط : Harri Loulou

متن ترانه خطابهء آسان ، در امید در تاریخ يکشنبه ۲۱ تير ۱۳۸۳ و ساعت 4:45:00 PM ارسال شده است.

Khatabeyeh asan, Dar Omid Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ