اي فروغ روزگار تباه من روزگارم تيره گشته چون دود آه من
من كه مست از آن نگاهم چشم مستت ساغرم شد
اي عجب ديوانه بودم آن چه گفتي باورم شد
آه از آن پيمان كه بستي با من اي جان
در همان دم هم شكستي عهد و پيمان
خوش به يادت مست مستم مي بنوشم تا هستم
كي شود روزي بيايي به ديدارم
تا ببيني كرده دوري غمگين و بيمارم
كي شود يك شب نهي لب با نوازش بر لب من
از وجود من براني اين همه سوز تب من
بس كه من در انتظارت گريه كردم
كوه سنگين غم و درياي دردم
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ]
خوش به يادت مست مستم مي بنوشم تاهستم
فرستنده متن : سامان
|