اون روزا يادم مي ياد روزاي پاييز زرد روزايي كه آسمون با چشام گريه مي كرد اون روزاي بچگي واسه من رنگي نداشت اما خاطراتشو توي ذهنم جا گذاشت پشت قاب پنجره مي نشستم تو غروب مثل يك عروسكي مي شكستم تو غروب اون روزا كسي نبود كه به خاطر بيارم واسه خواب گريه هام رو شونه اش سر بذارم اون روزا دستاي من به ستاره دست نزد خورشيدي در نيومد سايه ها رو پس نزد يه روز باد كه اومد از خونه بهارو برد من و با يه انتظار دست يك خزون سپرد اون روزا كسي نبود در صبحو وا كنه منو از شب بگيره از غروب جدا كنه يه روزي تنگ غروب گلدون ياسم شكست تو چشاي خواب زدم غم يك دنيا نشست
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] بعد از اون شب مي اومد به سرم دست مي كشيد تو هجوم گريه ها شب به دادم مي رسيد
ارسال متن توسط : فاطمه نجفي
|