خسته و دربدر شهر غمم شبم از هرچی شبه سیاه تره زندگی زندون تلخ کینه هاست تو دلم زخم هزارتا خنجره چی میشد اون دستای کوچیک و گرم رو سرم دست نوازش میکشید بستر تنهایی و سرد منو بوسه گرمی به آتیش میکشید چی میشد تو خونه کوچیک ما غنچه های گل غم باز نمی شد چی میشد هیچکسی تنهام نمیذاشت جز خدا هیچ کسی تنها نمی شد من هنوز دربدر شهر غمم شبم از هر چی شبه سیاه تره...
فرستنده متن : داریوش ح
متن ترانه شهر غم در تاریخ جمعه ۶ شهريور ۱۳۸۳ و ساعت 11:33:00 PM ارسال شده است.